|
تجلی گاه
|

اگه روزي احساس کردي مي خواي گريه کني خبرم کن به توقول نميدم که بخندونمت اما مي تونم باهات گريه کنم.


همانطور که مي دانيد در آستانه ي فصل بهار هستيم.زيبا ترين
فصلي که همه ي موجودات جهان مشغول تلاش و فعاليت هستند و
وقتي بيشتر به اطراف خود خيره مي شويم و با تمرکز و دقت به آنها
نگاه مي کنيم سر سبزي و شادابي بخصوص درختان را مي بينيم
که برگ آنها با موسيقي نسيم بهاري مي رقصند و چشم هر بيننده
را مجذوب خود مي کنند و چه چه پرندگان نيز با نواي گوش
نواز خود انسان را مسرور مي نمايد.
بهار فصلي پر از شادي است که به همه ي ما درس ميدهد که بدون
درنگ پيش برويم و از طبيعت عبرت بگيريم تا به سر منزل مقصود
برسيم.


![]()
شکسته دل
رفتي که دگر باز نيايي عشق راکشتي و به در خانه نيايي
نگرفتي سراغي و ندادي تو پيامي نگرفتي خبر از عاشق زاري
پريشان حال کشيدم ز دستت آهي کاش نگيرد دامنت را اي که چون ماهي
اي که ماه شبهای تاری رفتي بدون من به چه راهي
با تو گذراندم چه روزاوچه شبهايي به ياد داري که در آن شب باراني
به تو گفتم دردهايم را پنهاني تو ندانستي که چه گفتم به آرامي
آري!زير لب گفتم دوستم داري؟ کردم به چشمان سردت نگاهي
خواندم که دردل برايم جايي نداري
شعر از :یلدا
خدايا
خدایاگر تو درد عاشقي را مي کشيدي
تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي
اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي
پشيمون مي شدي از اين که عشقو آفريدي![]()
زندگي به من آموخت که چگونه گريه کنم
امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم
تو نيز به من آموختي که چگونه دوستت بدارم
امّا به من نياموختي که چگونه فراموشت کنم![]()
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد...
در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت
و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد
ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد...![]()

خرمشهر-پل شهید جهان آرا

خرمشهر
سه شنبه ها
سه شنبه ها سه شنبه ها سه شنبه هاي تلخ من
روزي شيرين ترين بودين ،برام بهترين بودين
حالابرام شدين يه خاطره ،پشت دراي پنجره
صبح که ميشه آفتاب مي ياد سه شنبه که از راه مي ياد
برام مي ياره يادشو ،خاطرشو ،اون حرفاشو
اون حرفاي قشنگشو،اون دستاي گرمشو
اون نگاه پر فريب که منو بست به صليب
سه شنبه ها چه پر غمه،برام مثل يه ماتمه
ماتم روز رفتنه ،رفتن قلب سرد اون،برام مثل جهنمه
سه شنبه ها سه شنبه ها سه شنبه هاي سرد من
سه شنبه هاي باروني شمائين که با من مي مونين
پس برام هميشه بمونين، تا غزل مرگ منو بخونين
اي کاش همه روزا سه شنبه بود ولي شيرين نه تلخ برام
شعر: از یلدا
یه روز یه مرده می ره بقالی میگه:آقا نوشابه خانواده دارین؟
بقاله میگه:بله
مرده میگه :ببخشید به مجردها هم می دین؟

درد دل عاشق
تمام سعيمو کردم تا به کسي دل نبندم
تا عاشق نشم ...
تا کسي نتونه دلمو تصاحب کنه
تا کسي نتونه خداي دلم بشه
تا کسي نباشه که شبا بخاطرش اشک بريزم
تا کسي نباشه که هرجا که ميرم جلو چشمام باشه
تمام سعيمو کردم تا روز آشنايي نباشه و روز جدايي هرگز وجود نداشته باشه
و حالا ...
دلم لک زده واسه يه لحظه عاشق شدن
واسه همه اون درداي شيرين
دلم کسي رو ميخواد تا اين محبت خفه شده در قلبم رو به پاش بريزم
و به کسي احتياج دارم تا اون امنيت قلبي رو به من برگردونه

"پيوند عشق"
هر پيوندی به تنهايی هدف نيست . عشق هدف غايی است . اگر پيوند به عشق می انجامد ، زيباست و نيكو . اگر ويرانگر عشق است از اين پيوند چه حاصل .
عشق قائم بر دو عامل است : بايد ريشه و آزادی داشته باشد . بايد هنر اعتماد كردن را آموخته باشد .
بر عليه كسی بودن ، به معنای پيوند داشتن نيز هست . وقتی بسيار دشمنی می ورزی ، بسيار و بسيار در پيوندی . ماهيت پيوند چنين است ، تو با دشمن خود نيز در پيوندی ، گاه بيش از آن كه با دوست .
آن كو كه اعتماد می كند .... مهم نيست كه به چه چيزی اعتماد می كند ، همين اعتماد حاكی از معصوميت اوست . حتی اگر بدليل اعتماد ، فريب بخورد ، مهم نيست . چون ارزش اعتماد بسيار فراتر از چنين فريبی است . می توانی همه چيز را از او بگيری ، ولی اعتماد او را هرگز .
ار در شور بختی ديگری را جستجو كنی ، پيوند نادرست است . و اگر در خوشبختی ديگری را بجويی پيوند حاصل هرگز نادرست نخواهدبود . آری در خوشبختی ديگری را بجوی .
به قطره,قطره اشك تو خدا نظارت ميكند
به وقت گريه ها چرا خدا خدا نمي كني

