|
تجلی گاه
|
اگر بری ز پیشم بدون دیوونه می شم
از:یلدا
نمی دانم نمی دانم!!این روزگار از من چه دیده که این بلا ها را بر سرم می آورد ؟؟؟؟ای زندگی چه میکنی با ما و ای سرنوشت به چه کجا می روی چه خواهد شد ؟؟دیگر توان تحمل برایم نمانده ولی افسوس افسوس که انسان باید سختیها را بر دوش کشد زندگی پیچ و خم هایی دارد که هیچ گاه در مسیری راست قرار نخواهند گرفت و پر از شادیهاست که هیچ گاه به غم مبدل نمیشود و تلخیها یی دارد که طعم آن تا پایان عمر در دهانها با قی خواهد ماند زنده بودن زندگی کردن نیست ،عاشقانه مردن یا بودن زندگی نیست زندگی سوختن و ساختن ،بردن و باختن است زندگی عشق است ، خاطره است ،رویا ست ،اشک است و لبخند زندگی رنج است درد است ،غم است سخت..........آری و ما همچنان در دستان پلید سرنوشت و تقدیراسریم و کاش می شد سر نوشت را از سر نوشت وای کاش می توانستیم معنی واقعی زندگی را آنچنان که باید درک کنیم و بدانیم .........
از نوشته های یلدا:۲۸/۱۰/۷۹

زندگی
زندگی یعنی چکیدن،همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت،گم شدن در معنی عشق
زندگی یعنی دویدن،بی امان در وادی عشق
رفتن و آخررسیدن بر در آبادی عشق

زندگی
پروردگارا صفات تو گفتنی نیست چون همانند تو در گیتی کسی نیست
در این دنیا که قلب و پول یکی است دلها از وجود محبت تهی است
از تو خواهم زخم دلها را التیام بخشی که انجام آن ،جز کار تو نیست
بالهای شکسته ی پرندگان را تنها تو توانی بهبودبخشی انجام آن از تو محال نیست
گویند ایزد دوست میدارد بندگان را پس شکستن دل آنها به خواسته ی تو نیست
خوبرویان ،عاشقان،مهربانان همه از کوی تو ومحبتشان با تو یکی است
مهربانا مگر نمی بینی کاین مردمان برادر می کشند عجب روزگار عجیبی است
باید ز زندگی عبرت آموخت
فرصت تولدی دیگر نیست
شعر از:یلدا


سعی کن برای خود ارزش و احترام قائل بشی مگه چهره ی خنده رو یا لبخند بر لب داشتن و خوشرویی
چیزی از شخصیت کم میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟مهربان باش با ملامت رفتار کن برای خودت شخصیت قائل باش به
دیگران عشق بورز ولی عشق به معنای واقعی نه............به کسی بگو دوستش داری که ارزش داشته
باشه میدونی دوست دارم و خیلی مقدس اند پس به جا به کار ببرش .......
فدای مهرت ای مادر .....مریم تو![]()