تبليغاتX
ذوالعرش
تجلی گاه
سلام

  1. در اول باید از تمامی عزیزانی که تا به امروز مرا یاری کردند تشکر کنم ،یه عذر خواهی هم بدهکارم چون نتونستم وبلاگ و بروز کنم............معذرت.

    و بعد از تاخیر .........

    ای صمیمی
    ای صمیمی! . . . ای دوست
    گاه و بیگاه لب پنجره ی خاطره ام میایی
    دیدنت . . . حتی از دور
    آب بر آتش دل می پاشد
    آنقدر تشنه ی دیدار تو ام
    که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم
    دل من لک زده است
    گرمی دست تو را محتاجم
    و دل من . . . به نگاهی از دور
    طفلکی می سازد
    ای قدیمی! . . . ای خوب
    تو مرا یادکنی . . . یا نکنی
    من به یادت هستم
    من صمیمانه به یادت هستم
    دایم از خنده لبانت لبریز
    دامنت پرگل باد
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 14:40  توسط مریم  |