تبليغاتX
ذوالعرش -
تجلی گاه

کسي درد خنديدنم را نفهميد... و از ريشه پوسيدنم را نفهميد... همان اول راه او از من جدا شد ...که به بيراهه پيچيدنم را نفهميد... زمين و زمان پشت سر ميزد اما ...کسي بر زمين خوردنم را نفهميد... چنان نرم و آهسته در خود شکستم ...که حتي ترک خوردنم را هم نفهميد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 3:8  توسط مریم  |