|
تجلی گاه
|

دهان
دختر زیبا تهی زدندان است وهر شکسته دندان بهای یک نان است
هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
وهمه مردم شهر بانگ برداشتند که چرا سیمان نیست
وکسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست وزمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان
نیست